عشق مگر حتما باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاد حق عاشق

عشق مگر حتما باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاد حق عاشق شدن،عاشق بودن بدهد؟ گاه عشق گم است،اما هست،هست،چون نیست.عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟
نه،عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست،که نیست! پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا!
گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی.
دیدگاه ها (۹)

آره؟؟؟؟

به تو گفتم ؛« گنجشکِ کوچکِ من باشتا در بهارِ تو من درختی پُر...

گاهی «برو» گفتن، آخرین تلاشِ یک دلِ ترسیده برای دیده‌شدن است...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

روی مرز خیانت『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』 یک زندانی خطرناک....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط