پنجره خواست به دیوار بکوبد سر را..

پنجره خواست به دیوار بکوبد سر را..

من میانجی شدم و عکس تو را آوردم...
دیدگاه ها (۷)

ویرانه منم ..........................که بعد تو جا ماندم........

جانم که تو باشی...........جان به لب شدن چه عالمی دارد......

یک گره بر بخت من زدیک گره بر روسری هرکدامش واشودمن روزگارم ...

شبیه سرزمینی که یکی در آن بپاخیزد.. یکی در من شبیه تو خیال ک...

تنها شدم سر تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط