ازمهربان بودن دلم  دیگر پشیمان است

ازمهربان بودن دلم  دیگر پشیمان است
زخمی شدم دور و برم صدها نمکدان است

دیروز میگفتم "محبت"  قند یزد ، اما
امروز میگویم که نه! چاقوی زنجان است

چاقوکش وجراح میدانند یک چاقو
گاهی بلای جان و گاهی منجی جان است!

با هرضعیفی مهربان بودم ولی افسوس
دیدم سلام بره هم با گرگ یکسان است!

اصلأ چرا باید نترسم از ضعیفان؟ هان؟
وقتی لب کاغد شبیه تیغ بران است!

فهمیدم اما دیرفهمیدم که "نادان" را
از هر طرف هم که بخوانی باز "نادان" است!
دیدگاه ها (۱)

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

چند روزی می شود مثل خزر توفانی اممن فدای چشمهاتم دلبر گیلانی...

هَوَس یا عشق ؟ یا عادت ؟ کدامَش ؟هرآنچه دوست داری تو بنامَشو...

قصه ی عشق چه زیباست، بیا شاد شویمچشم تو ساحل و دریاست، بیا ش...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور وبرم صدها نمکد...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور وبرم صدها نمکد...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور وبرم صدها نمکد...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور وبرم صدها نمکد...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور وبرم صدها نمکد...

ازمهربان بودن، دلم  دیگر پشیمان استزخمی شدم، دور و برم صدها ...

🌺 🍃 🌼 🍃 🌸 🍃 🍃 ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور وبرم صدها نمکد...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور و برم صدها نمک...

از مهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم، دور و برم صدها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط