گفت دانایی که: گرگی خیره سر،

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!




لاجرم جاری است پیکاری سترگ

روز و شب، مابین این انسان و گرگ




زور بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست
دیدگاه ها (۱)

گفت دانایى که گرگى خیره سرهست پنهان در نهاد هر بشر... لاجرم ...

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

گاهی بعضی چیزها فقط یک ظاهر نیستند؛پشت هر انتخاب، حرفی از با...

فاصله یک لبخند تا جنون

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

آنان که به حکمت خداوند اعتماد دارند رنگ خدا به خود گیر

حال چه کسی این بلا رو سر کشور اورد همتون خوب میدونین همین دو...

در محکمه الهی ...چه ...مدرکی... دارید ....

بهره برداری درست از اندیشه ...و عقل ...ارزش آدمیت ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط