عشق من

عشق من
p21




ا.ت:ممنونم بهتره بریم
جک: ا ا اره بریم
درماشینو برام باز کرد سوار ماشین شدیم
جک:من موندم چطوری جونگ کوک تورو پیدا کرده چنین فرشته ای
ا.ت:این چه حرفیه خجالتم نده
جک:راسته دیگه خانم به این زیبایی
ا.ت:جونگ کوکم خوشتیپه چیزی کم نداره
معلوم بود جک یکم ناراحت شد
جک:معلومه جونگ کوکم خوبه اما به خانم زیبای مثل تو عمرا برسه
ا.ت:😂🙈
دیگه حرفی بینمون زده نشد
جک:رسیدیم
پیاده شدیم‌وارد بار شدیم از بوی بار متنفر بودم رفتم یه جایی نشستیم
جک:چی میخوری
ا.ت:فرقی نداره برام
جک :دوتا ویسکی
بارمن:حتما
بارمن رفت
جک:نگران چیزی نباش کسی نمیفهمه باشه راز
ا.ت:راز
بعد چند دقیقه بارمن اورد
انقدر خورده بودم که مست بودم هیچی نمیفهمیدم
جک:ا.ت زیاد روی کردی
ا.ت:نخیر نیاز دارم خوشبگذرونم*با خنده بلند
بلند شدم رفتم وسط داشتم قر میدادم حرکت های س.ک.س.ی میرفتم دست یکی دور کمرم حلقه شد برگشتم دیدم جکه اما انقدر حالم خوب نبود که باهاش همراهی میکردم میرقصیدم
یهو دستم کشیده شدو برگشتم سمت یه
مرد
ا.ت:ج ج جونگ ک کوک*با لکنت
کوک:اینجا با این مرد چه غلتی میکنی
ا.ت:م م من
جک:من اوردمش
کوک:تو خیلی گ.و.ه خوردی حمله کرد سمت جک
داشتن همو میزدن
من خشکم زده بود نمیدونستم چی کار کنم دیدم تهیونگ و جیمین بدو بدو امدن
تهیونگ:داداش ولش کن ولش کن
کوک:که ا.ت و میاری بار اره دست میندازی دور کمرش میرقصی ااره
با هر کلمش مشت میزد بهش یکم دیگه میزد میمورد یارو
دیگه بسه رفتم سمتشو دستشو گرفتم
ا.ت:جونگ کوک بسه
بزور کشیدنش اینور
ا.ت:بسه
کوک:چیه خوشت نمیاد اسیب ببینه هان *با داد
ا.ت:چته تو
دستمو به زور گرفت و دنبال خودش کشید
کوک:بهت نشون میدم چمه
تهیونگ:جونگ کوک بهتره اروم شدی حرف بزنین
کوک:سرت تو کار خودت باشه دخالت نکن
منو به زور سوار ماشینش کرد با سرعت داشت میرفت
ا.ت:یکم اروم باش
کوک:چیه بد موقع رسیدم
ا.ت:چی داری میگی اصلا حالت خوبه
کوک:داشتین قشنگ میرقصیدین مزاحمتون شدم نه ناراحت شدی منو دیدی
ا.ت:تمومش کن
کوک:مگه بهت نگفتم بهش نزدیک نشو بعد تو باهاش رفتی بار اونم با این وضع*عربده
ا.ت:سر من داد نزن
کوک:بزنم میخوای چیکار کنی سرو وضعشو نگا یه بار لباس نمیپوشیدی برات بهتر بود
ا.ت:تو کیه منی ها کیه منی تو هیچی من نیستی نه برادرمی نه پدرم نه دوست پسرم و نه شوهرممم
اخریه رو با تکید گفتم
کوک:ا.ت به اندازه کافی ازت عصبیم دهنتو ببند تا کاری دستت ندادم
ا.ت:تو هیچکاری نمیتونی باهم بکنی فهمیدی حقشو نداری
دراصل مثل سگ ترسیده بودم با هر حرفم عصبی تر میشدو من از ترس داشت قلبم درمیومد اما خنگم دیگه نتونستم جلو‌دهنمو بگیرم
کوک:که اینطور میبینم


عشقای منینا خواستم بدونین 😘🥺
حمایت یادت نره نفس🤗
دیدگاه ها (۳۷)

عشق من p22ا.ت:نگه دار میخوام پیاده شمدر قفل بودو هیچ‌حرفی نم...

‌عشق منp23 برای پارت ۲۳داخل پیوی پیم بدین تا براتون بفرستماس...

عشق من p20کوک:خوبی ا.تا.ت: ا اره خوبم جونگ کوک بلند شدو کتشو...

به درخواست یکی ازشما گلا پست شد حمایت کن دیگه قشنگم🥺💋

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط