شب چو در بستم و مست از می نابش کردم

شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت، جوابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه ی چشم
آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم
دیدگاه ها (۳)

تاوان اشتباه او را من دادمسکوت کردم تا به دوست داشتنم شک نکن...

✍در عشق توأم نصیحت و پند چه سود؟زهرآب چشیده ام، مرا قند چه س...

حــوّا هم که باشی... من آدم نمیــشوم...!!!پس بیخود...

مدتیــــست دلم شکســــته از همان جای قبلـی … !کاش میشد آخر ا...

#شعر ✨گر چه مستیم و خرابیم چو شب‌های دگرباز کن ساقی مجلس سر ...

،دیگر سراغت را از نارنج رها شدهدر پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر...

روزی خواهد رسید که بال‌هایم را از جنسِ رویا می‌سازم و به پرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط