دو ابر

دو ابر
که عاشق یکدیگر مےشوند ،
بغض مےکنند
و یکدیگر را در
آغوش مےکشند
اما نمےدانند این
وصال نابودشان مےکند
دیدگاه ها (۵)

بگذاربگویندبگذار هر چه نمے خواهندبگوییمبگذار هر چه نمے خواهی...

میان تمام هفته غمگینم ، تو شبیه غروب پنج شنبه اے در نبودت . ...

ترس یعنے ...باران بیاید من و تو زیر یک چتر باشیم من با تو حر...

نهایتش روزے دستهایے را میگیریم که دنیاےکسے بود ،و شناسنامه ه...

این داستان: دو ابر قهرمان عاشق✨🫠

وقتی یک موش به کندوی زنبور عسل نفوذ میکند تا عسل بدزدد، زنبو...

شهر یزد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط