من که در صورت خوبان همه او می بینم
من که در صورت خوبان همه او می بینم
تو مپندار که من روی نکو می بینم
نیست در دیده ی ما هیچ مقابل همه روست
تو قفا می نگری من همه رو می بینم
هر کجا می نگرد دیده بدو می نگرد
هرچه می بینم ازو جمله بدو می بینم
تو ز یک سوش نظر می کنی و من همه سو
تو ز یک سو و منش از همه سو می بینم
می باقی ست که بی جام و سبو می نوشم
عکس ساقی ست که در جام و سبو می بینم
گاه با جمله و گه جمله ازو می دانم
گاه او جمله و گه جمله درو می بینم
بوی گلزار تو از باد صبا می شنوم
سرو بستان تو را بر لب جو می بینم
مغربی آنکه تواش می طلبی در خلوت
من عیان بر سر هر کوچه و کو می بینم
تو مپندار که من روی نکو می بینم
نیست در دیده ی ما هیچ مقابل همه روست
تو قفا می نگری من همه رو می بینم
هر کجا می نگرد دیده بدو می نگرد
هرچه می بینم ازو جمله بدو می بینم
تو ز یک سوش نظر می کنی و من همه سو
تو ز یک سو و منش از همه سو می بینم
می باقی ست که بی جام و سبو می نوشم
عکس ساقی ست که در جام و سبو می بینم
گاه با جمله و گه جمله ازو می دانم
گاه او جمله و گه جمله درو می بینم
بوی گلزار تو از باد صبا می شنوم
سرو بستان تو را بر لب جو می بینم
مغربی آنکه تواش می طلبی در خلوت
من عیان بر سر هر کوچه و کو می بینم
- ۳.۱k
- ۲۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط