عشق بی اختیار
عشق بی اختیار
پارت ۲
اومد تزدیک.......
من ترسیدم و شروع به لرزیدن کردم، سعی میکردم که خودم رو ازاد کنم ولی نتونستم
یوری: لطفا بزار برم هرکاری میکنم فقط بزار برم *با گریه*
جونگ کوک: هر کاری؟ اوکی پس پدرت رو برام بکش
من تعجب کردم پدر خودم رو با دستام بکشم؟
یوری: نمیشه یه چیز دیگه بگی؟
جونگ کوک: عامم*الکی کردم که داره فکر میکنه*نه
یوری: حاضرم پیشت بمونم ولی اپدرم رو نکشم
ویو کوک:
فکر خوبی کرد.......
ببخشید طول میدم خیلی ببخشید الان ببخشید کمه چون خیلی خوابم میاد عاشقتونم بایی
پارت ۲
اومد تزدیک.......
من ترسیدم و شروع به لرزیدن کردم، سعی میکردم که خودم رو ازاد کنم ولی نتونستم
یوری: لطفا بزار برم هرکاری میکنم فقط بزار برم *با گریه*
جونگ کوک: هر کاری؟ اوکی پس پدرت رو برام بکش
من تعجب کردم پدر خودم رو با دستام بکشم؟
یوری: نمیشه یه چیز دیگه بگی؟
جونگ کوک: عامم*الکی کردم که داره فکر میکنه*نه
یوری: حاضرم پیشت بمونم ولی اپدرم رو نکشم
ویو کوک:
فکر خوبی کرد.......
ببخشید طول میدم خیلی ببخشید الان ببخشید کمه چون خیلی خوابم میاد عاشقتونم بایی
- ۳۵۴
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط