مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !

مرا بخواه که هر قطعه ام غزل بشود !

مرا بخوان که پس از این همه «الهه ی ناز»

دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود !

سیاه چشم ! فنا کن سپید را مگذار

که محتوایِ غزل نیز مبتذل بشود !

هزار وعده به من داده ای بگو چه کنم ؟

که دست ِ کم یکی از وعده ها عمل بشود ؟!

قسم به عشق ! به فتوای دل گناهی نیست

اگر به دست تو نامحرمی بغل بشود !

بیا و مسئله ها را ز راه دل حل کن

که در تمام جهان این سخن مثل بشود :

«اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت

اگر که مسئله ها عاشقانه حل بشود !!»
دیدگاه ها (۱)

صبر کن چشم دلم نیل شود می آیمشعر من حضرت هابیل شود می آیم سر...

دردهایم را به کوه گفتمدردهایت در دل کوه پیچیدو غاردهانی ستکه...

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود!مرا بخواه که هر قطعه ام غز...

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود!مرا بخواه که هر قطعه‌ام غز...

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود ! مرا بخواه که هر قطعه ام ...

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !مرا بخواه که هر قطعه ام غ...

...تو شعـر عاشقانه‌ای به ساز من ترانه‌ایبرای چشـم مست من نگا...

...گفتم به فدای دل تو هر چه که دارم حتی تب یک شعر و غز...

گفتم به فدای دل تو هر چه که دارمحتی تب یک شعر و غزل از تو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط