محبوبم،می‌دانی..

محبوبم،می‌دانی..
امروز دل‌م بهانه‌ ات را گرفت.
بهانه‌ی آغوش لبالب از گرمای هستی بخشت را.
بهانه‌ی پیراهن‌های مردانه و چهار خانه‌ای که آستین‌هایش تا لبه‌ی آرنج‌هایت تا خورده باشد را!
بهانه‌ی آن ساعت چرم‌ات را!
بهانه‌ی زمانی را که با وسواس ادکلن فرانسوی‌ات را می‌زنی. و می‌دانی که لیلی‌ات را مجنون‌تر می‌کنی.
دل‌م وسوسه شد تا سیب گلویت را بچینم.
یا روزی که از خستگی زیاد حتی حوصله‌ی خود را هم ندارم.
با آغوش باز بین آن ازدحام پذیرای من باش بگذار مردم هر آن چه را که می‌خواهند بگویند.
و حرف‌های خاله زنکیشان را برای خودشان نگه دارند. عاشقی به رسوایی‌اش می‌ارزد.
#سودابه_رنجبر
دیدگاه ها (۱)

سرم درد میڪند براے دردسرو تو میدانے آنقدردوستت دارمڪہ حتے اگ...

تومتفاوت ترین مرد جهانیهرچند خیلی معمولی باشیبا خنده های عاد...

و آغوش هر زنتصویر شقایقی وحشی است !که زنبور ها برای نوشیدن ش...

دلم یه بغل سفت و محکم میخوادکه بشوره ببره پاییناین همه حجم ا...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت²³ | اون مال منهنورِ ملایمِ صبحگا...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط