قول داده اَم…

قول داده اَم…

گاهـــی...

هَر اَز گاهـــی...

فانـــوس یادَت را...

میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم...

خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛

هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره

میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم

اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد…

خیالَت راحَت !
دیدگاه ها (۶)

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

یک لحظه کنارم بنشین، حرف زیاد استبازار غــَـزل بـعـد تو بدجو...

یاد آن نم نم جانانه ی پاییز بخیر....!!وعده ی آخرمان، گر چه غ...

عشق را تن پوش جانم می کنیچتری از گل سایبانم می کنیای صدای عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط