تلخ ترین منظره‌ی شهر منم

تلخ ترین منظره‌ی شهر منم

وقتی که شب بی #تُ قدم می‌زنم ...!
دیدگاه ها (۱)

می چســبدآن فنجان چایی کهپَهلویش #تُ باشی...

به #تُ که میرسم ؛مکث میکنم .انگار در زیبایی ات چیزی جا گذاشت...

#تُ را منبا قلب دوست دارمنه با حرف...!

از نبودنت دلگیر نیستم #تُ آدم ماندن نبودی همیشه ناتمامی و م...

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

همهچۍداشتتتتخوب پیش می‌رفت ؛یه قدم تا فتح نزدیک ...

پایان تلخ یک پادشاهی، امشب تلخ ترین شب فوتبال و هم تلخ تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط