یخ آب می شود. در روح من چرا که در اندیشه هایم، بهار حضور

یخ آب می شود. در روح من چرا که در اندیشه هایم، بهار حضور توست. بودن توست که مرا امید می دهد گرم باشم. به من اعتماد کن. از تنهایی مگریز. به تنهایی مگریز. گاهی تنهایی را بجوی و تحمل کن و به آرامش خاطر مجالی بده. ساده است ستایش گلی. ساده است دوست داشتن. ساده است در بی حسی مطلق عشق، قدم گذاردن. اما سخت است که کسی در اندیشه هایت بهار باشد. به من اعتماد کن و بگذار در اندک آرامشی در واپسین ساعات روزی ناگریز به فردا ببرم تو را. به هیبت امروز که وقتی نیامده بود، دلخوشش بودیم. به من اعتماد کن...
دیدگاه ها (۱)

یخ آب می شود. در روح من چرا که در اندیشه هایم، بهار حضور توس...

گوش کن. دور ترین مرغ جهان می خواند. شب سلیس است و یک دست و ب...

می دانی چند وقت است نخندیدی؟ آخرین لبخندت جلوی دوربین عکاسی ...

می دانی چند وقت است نخندیدی؟ آخرین لبخندت جلوی دوربین عکاسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط