+ سرم.......سرم خیلی درد گرفت آااخخ

+ سرم.......سرم خیلی درد گرفت آااخخ
( جیمین سر ات رو بوسید و آروم دستش رو گذاشت رو زخم ات )
× قزبون اون سرت برمم منننننن عشقم ...دکتر گفته تا چند روز همینطوری هستی
+ الان تو خوشحالییییی ؟
× مننننن؟
+ نهههههه پسسس عممم
× نه بابااا من کی خوشحال بودم
+ از وقتی که فرصت دوباره بهت دادم
× چقدر تو نمکییییی
+ آره ولی تو خیلی شرینی مثل دونه شکر
× هه هه هه ....ااااتتت من به نظر کسایی میام که شیرینم ؟.
+ آره چون خیلی شبیه کلم بوروکیلی هستی.
× منننن ؟ من کجان شبیه کلم بوروکیلی هست
+ شوخی کردمممم .....تو موچی منیییییی
× قربون اون حرف زدنت برم منننن
دیدگاه ها (۰)

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط