رایش نوشتم و نوشتم و نوشتم خواستم که بماند خواستم که بساز

رایش نوشتم و نوشتم و نوشتم خواستم که بماند خواستم که بسازد تمامِ خرابه ای که از رابطه مان باقی مانده بود را تمامِ خاطراتِ خوبمان را برایش از نو مرور کردم که ما این بودیم و آن بودیم... که رفتن را اگر انتخاب کنی میشویم نُقلِ محفلِ تمامِ آنهایی ...
دیدگاه ها (۱)

ڪجــــاے قصـــــہ نگفتـــــہ ام دوستـــــت دارم؟ بگـــــذار ...

گاهی گمان می‌کنی تمام شده‌ای؛ مثل هیزمی نیم‌سوخته در اجاقِ ک...

سفیر کبیر Grand Ambassador

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط