پدرم کارگر است

پدرم کارگر است
.
به مزرعه می آید
.
با آخـــــرین ستاره
.
از آسمانِ صــبح ؛....
.
و باز مــــــــی گردد
.
و با اولین ستاره
.
در آسمانِ شب . . .
.
.
پدرم ،
.
خورشید است ....!
.
.
دیدگاه ها (۹)

با نمازی که غلط بود چه مغرور شدیم .....بی وضو بر سر سجاده !!...

تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی؛یکی دیروز و ...

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخ...

دکتر نیستم اما برایت 10دقیقہ راه رفتن،روی جدول کنار خیابان ر...

ای کاش بدانیدوست داشتنت خورشید نیستکه لحظه ای بیاید و لحظه ا...

« ازدواج به اجبار »Part 22 ویوی لیانا:اما صدای شلیک من رو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط