مافیایه عشق P
مافیایه عشق P:30
هیونجین زیادی بزرگ بود مطمئن بود نمیتونه کلش رو تو دهنش جا کنه اصلا قبلا چه جوری اون رو تو خودش جا داده بود پس برای همین روز بعد سکسشون خیلی درد داشت فلیکس با این فکر ها سرخ شد سرش رو کمی پایین اورد که موهای بلندش صورتش رو بپوشونن که هیونجین نبینش ولی خبر نداشت هیونجین کل کارهاش رو زیر نظر داشت پوزخندی زد و دستش رو زیر چونه اش گذاشت و سرش رو بالا اورد که با صورت سرخ و چشمای کشیده و خمار فلیکس روبه رو شد و از زیباییش ناله ارومی کرد خم شد و سرش رو پایین برد به چشماش نگاه کرد
هیونجین:به چی فکر میکنی که اینطور قرمز شدی فندوق
فلیکس با خجالت نگاهش رو ازش گرفت
فلیکس: هیچی
هیونجین چونه اش رو بیشتر فشار داد که باعث اخم فلیکس شد
هیونجین: وقتی دارم باهات حرف میزنم بهم نگاه کن فلیکس
فلیکس نگاهش رو به چشمای مشکی هیونجین داد
هیونجین: آفرین پسر خوب، حالا بگو به چی فکر میکردی
فلیکس: عااااممم...خب... خب...
هیونجین: یالا فلیکسم بهم بگو
فلیکس: به...به اولین س*کسمون
چشمای هیونجین برق زدن و پوزخندی زد از اینکه فلیکس س*کسشون رو یادشه خوشحال بود فشار دستش رو کمتر کرد و بوسه ای روی لب هاش گذاشت
هیونجین: دوستش داشتی که بهش فکر میکنی؟
فلیکس شوکه با صورت سرخ دستاش رو روی شونه هیونجین گذاشت و کمی هل داد ولی هیونجین یکم هم تکون نخورد
فلیکس: نه خیرم منحرف
هیونجین خنده ای کرد
هیونجین: من منحرفم یا تو که داری به س*کسمون فکر میکردی
فلیکس: تمومش کن،اینقدر تکرارش نکن
هیونجین: هر چی تو بگی فلیکسم
فلیکس: چرا فلیکسم صدام میکنی؟
هیونجین:چون تو فلیکس منی ،فقط مال منی
فلیکس اروم سری تکان داد که با صورت کیوتش دل هیونجین رو اب کرد
هیونجین: شیرین زبونی بسه پسر خوب بهتره به کارت برسی فندوق کوچولو ...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
هیونجین زیادی بزرگ بود مطمئن بود نمیتونه کلش رو تو دهنش جا کنه اصلا قبلا چه جوری اون رو تو خودش جا داده بود پس برای همین روز بعد سکسشون خیلی درد داشت فلیکس با این فکر ها سرخ شد سرش رو کمی پایین اورد که موهای بلندش صورتش رو بپوشونن که هیونجین نبینش ولی خبر نداشت هیونجین کل کارهاش رو زیر نظر داشت پوزخندی زد و دستش رو زیر چونه اش گذاشت و سرش رو بالا اورد که با صورت سرخ و چشمای کشیده و خمار فلیکس روبه رو شد و از زیباییش ناله ارومی کرد خم شد و سرش رو پایین برد به چشماش نگاه کرد
هیونجین:به چی فکر میکنی که اینطور قرمز شدی فندوق
فلیکس با خجالت نگاهش رو ازش گرفت
فلیکس: هیچی
هیونجین چونه اش رو بیشتر فشار داد که باعث اخم فلیکس شد
هیونجین: وقتی دارم باهات حرف میزنم بهم نگاه کن فلیکس
فلیکس نگاهش رو به چشمای مشکی هیونجین داد
هیونجین: آفرین پسر خوب، حالا بگو به چی فکر میکردی
فلیکس: عااااممم...خب... خب...
هیونجین: یالا فلیکسم بهم بگو
فلیکس: به...به اولین س*کسمون
چشمای هیونجین برق زدن و پوزخندی زد از اینکه فلیکس س*کسشون رو یادشه خوشحال بود فشار دستش رو کمتر کرد و بوسه ای روی لب هاش گذاشت
هیونجین: دوستش داشتی که بهش فکر میکنی؟
فلیکس شوکه با صورت سرخ دستاش رو روی شونه هیونجین گذاشت و کمی هل داد ولی هیونجین یکم هم تکون نخورد
فلیکس: نه خیرم منحرف
هیونجین خنده ای کرد
هیونجین: من منحرفم یا تو که داری به س*کسمون فکر میکردی
فلیکس: تمومش کن،اینقدر تکرارش نکن
هیونجین: هر چی تو بگی فلیکسم
فلیکس: چرا فلیکسم صدام میکنی؟
هیونجین:چون تو فلیکس منی ،فقط مال منی
فلیکس اروم سری تکان داد که با صورت کیوتش دل هیونجین رو اب کرد
هیونجین: شیرین زبونی بسه پسر خوب بهتره به کارت برسی فندوق کوچولو ...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
- ۱.۲k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط