۷۸۶

۷۸۶

...

آغاز ماجرای من و تو ز لحظه ایست ...

که من به راستگویی تو ' تکیه می کنم

یک شاخه گل به رسم محبت تو می دهی
یک چادر سیاه به تو هدیه می کنم ...

پیوندمان مبارک و یک حلقه بعد هم ...

مانند کوه بر سر تو سایه می کنم ...

نه دوست نه رفیق ' شدم بی خیالشان ...

هی اخم سمت دختر همسایه می کنم ...

من می شوم رفیق تو و تو رفیق من ...

من بعد هر چه بود تو را پایه میکنم ...

گه گاه در کنار تو با شوق کربلا ...

با ذکر یا حسین حسین گریه می کنم ...

این شعر ها به برکت چشم سیاه تست ...

ابیات را به شوق تو آرایه می کنم ...

دائم کنار شوهر دیوانه ات بمان ...

از من اگر تو دور شوی سکته میکنم ...


س.ر.هاشمی ...
دیدگاه ها (۱۳)

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:4می...

پارت دوم | پیشنهادجئون جونگ‌کوکاز اتاق بیرون اومدم و به سمت ...

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

Sixteen

۷۸۶...آغاز ماجرای من و تو از آن دمیست ...که من به راستگویی ت...

عشق را نمی‌دانم، ولی به نام تو که می‌رسم، سلول به سلول، لبری...

سیگار می کشم ، یعنی برای دیدن خورشید روز نو , میل ام نمی کشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط