ماه من

ماه من

پارت ۸


لیا رو برد توی اتاق جدیدش و اسناد نصف اموالش رو که به اسم لیا زده بود رو بهش داد و لیا گفت:


لیا: من این هارو نمی خوام


جنگکوک : چرا


لیا: چون من از تو خوشم نمیاد الان هم برو بیرون میخوام بخوابم


جونگکوک رفت بیرون و صبح شد و لیا بیدار شد به جونگکوک گفت :


لیا: می خوام برم خونه ی مادر بزرگم



جونگکوک : اولا سلام و باشه


رفتند و رسیدند حرف زدن و نهار خوردن لیا خواست بره دستشویی که سنگهون دست لیا رو گرفت و برد داخل انبار خالی و لیا گفت :



لیا : کجا



سنگهون: ساکت شو



پایان

تقدیم به نگاه های قشنگتون 🧚‍♀


منتظر پارت بعد باشید ❤️❤️
دیدگاه ها (۰)

#ماه من پارت ۹ وارد انبار شدن و یکی شروع کرد به حرف زدن گفت ...

#ماه من # پارت ۱۰ جنگکوک گفت : جنگکوک : لیا عزیزم دیگه داره ...

آخریش بود ببخشید من نتونستم مثل بقیه کامل بزارم

اردو پارت ۱۰(فلش بک به ساعت دو و نیم شب جونگکوک تازه اومده و...

1 : 45 a clook

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط