به روی شانه ام نیلوفری رویید

به روی شانه ام نیلوفری رویید
در آن شب مهتابی،

که ماه آینه ی تمام رخ عشقمان بود

و تو سر بر شانه ام شعر خواندی

به روی لبانم نیلوفری رویید

در آن شب مهتابی،

که ابر، بوسه هامان را حجاب شد.



قدرت آفرینش دارد،

توان رویاندنِ نیلوفر،

ترنمِ جانبخشِ صدایت

هُرم نفس هایت...
دیدگاه ها (۱)

من اینجا سر بر بالش ِ خود می گریمآنجا شبنم زده است به سطرهای...

مست می شومدر گندم زار سینه اتذوب می شومدر تابستان دستانتو می...

روزگاری خانه ای بود و تنور و نان گرمی و اینک برای هم نسلان م...

گیریم غول چراغ جادویی هم باشد و مال تو هم باشد. به گاهِ دلتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط