دلخوش به فانوسم مڪن اینجا مڪَرخورشید ندارد ؟

دلخوش به فانوسم مڪن اینجا مڪَرخورشید ندارد ؟

در دل من چیزی است
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بی‌تابم که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا میخواند✨
دیدگاه ها (۳۰۸)

🩵🤍 #تابستان است سایه ها میدانندکه چه تابستانیستمهربانی هست س...

پارت سوم..... :)

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۷ | چیزی که آت دی...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط