غصه ی دنیا ندارم، چون تو، دنیایم شدی

غصه ی دنیا ندارم، چون تو، دنیایم شدی
حسرت فردا ندارم، چون تو، فردایم شدی

داده ام گلخانه ام را دست تو ای نازنین
باغبان ِ مهربان ِ جمله گلهایم شدی

ماه و خورشید و فلک، دیگر نمیخواهم که تو
روشنی ِ دلپذیر ِ روز و شبهایم شدی

بی تو تنهایی مرا، بدجور تنها کرده بود
آمدی،، دیگر حبیب قلب تنهایم شدی

همچو ماهی بودم و در حسرت آب روان
با وجودت خوب من، مانند دریایم شدی

غصه ا ی دیگر ندارم، در دل حسرت کشم
خط بطلانی،، به روی درد و غمهایم شدی
دیدگاه ها (۳)

یک بغل دلواپسی، زانوی غم، دیوار و تو باز آهنگ تو و یاد تو و ...

در قلب من خسته بجز تو احدی نیست هر کس که بیاید به قیاست عددی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط