بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد
یا آن که گدایی محبت شده باشد

دلگیرم از دل که در آن حس تملک
تبدیل به غوغای حسادت شده باشد

دل در تب و طوفان تنوع طلبی چیست؟
باغی ست که آلوده به آفت شده باشد

از وهن خیانت به امانت چه بگویم
آنجا که خیانت به خیانت شده باشد

خود بینی خود خواهی اگر معنی عشق است
بگزار که آیینه ی نفرت شده باشد

شرمنده ی عشقیم و دل منجمد ما
جا دارد اگر غرق خجالت شده باشد

مقصود من از عشق نه این عشق مجازی است
ای عشق مبادا که جسارت شده باشد!
دیدگاه ها (۱)

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده باش...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده باش...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت  شده با...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده باش...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد یا آن که گدایی محبت شده ...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط