Ep
Ep6
بریم بمیریم
....................(از دید سایه)
همراه استاد جونیور از دفتر دویدم بیرون. بخدا این بیونو میکشم بلایی سر دوستام اومده باشه!!
یسری از دخترای خون>< یا همون اکیپمون بیرون وایستاده بودن
و سعی میکردن یکیو آروم کنن
جیون داشت به شدت گریه می کرد
-جیونا
جین یانگ: چیشده؟ خدای من یوگیوم
رفتم جلو . جیون دستمو گرفت .
جیون:سایه نرو خواهش میکنم!
-جیونا . نمی فهمم
چشمم افتاد به یوگیوم که کنار کلاس نشسته بود و زیر چشمم کبود بود.
-یو...یو..گی...وم
سریع رفتم کنارش نشستم
برای اینکه بفهمم حالش خوبه یه لبخند زد.
رومو کردم سمت بمی
-کی زدش؟
+من زدم
صدای بکهیون بود. بلند شدمو خودمو با چند قدم بهش رسوندم.
_-یچیزی بگو که تو عقل آدم بگنجه . تو حتی از یه دخترم کتک می خوری!
دستمو کنار بدنم مشت کردم و خیلی سریع قشنگ کوبیدم تو سینش.
نفس بک بند اومده بود و داشت تعادلشو از دست میداد
می خواستم مشت دومم بزنم ولی دستی دستمو گرفت
آب دهنو قورت دادم و به طرف صدا برگشتم
+بسه
لوهان بود. هه
-خوب شد اومدی! یه دق و دلقی هم سرتو دارم
دستمو محکم تر گرفت و پیچوند.
- اییییی دستمو ول کن
- گورتو گم کن
- تو گم کن
جیون : ولش کن
یوگیوم: مگه نشنیدی چی گفت ؟ یالاااااا ولش کن
لوهان دستمو ول کرد و عقب رفت
یوگیومم دست منو سریع گرفت و کشون کشون به سمت حیاط بردم
یوگیوم: یالا !زود بیا کارت دارم
.....................
تمومید
نبینم دوباره کسی گزارش اینا بده پستام بحذفه
وای بر نظر ندهندگان که کونی هستند
#فیک
بریم بمیریم
....................(از دید سایه)
همراه استاد جونیور از دفتر دویدم بیرون. بخدا این بیونو میکشم بلایی سر دوستام اومده باشه!!
یسری از دخترای خون>< یا همون اکیپمون بیرون وایستاده بودن
و سعی میکردن یکیو آروم کنن
جیون داشت به شدت گریه می کرد
-جیونا
جین یانگ: چیشده؟ خدای من یوگیوم
رفتم جلو . جیون دستمو گرفت .
جیون:سایه نرو خواهش میکنم!
-جیونا . نمی فهمم
چشمم افتاد به یوگیوم که کنار کلاس نشسته بود و زیر چشمم کبود بود.
-یو...یو..گی...وم
سریع رفتم کنارش نشستم
برای اینکه بفهمم حالش خوبه یه لبخند زد.
رومو کردم سمت بمی
-کی زدش؟
+من زدم
صدای بکهیون بود. بلند شدمو خودمو با چند قدم بهش رسوندم.
_-یچیزی بگو که تو عقل آدم بگنجه . تو حتی از یه دخترم کتک می خوری!
دستمو کنار بدنم مشت کردم و خیلی سریع قشنگ کوبیدم تو سینش.
نفس بک بند اومده بود و داشت تعادلشو از دست میداد
می خواستم مشت دومم بزنم ولی دستی دستمو گرفت
آب دهنو قورت دادم و به طرف صدا برگشتم
+بسه
لوهان بود. هه
-خوب شد اومدی! یه دق و دلقی هم سرتو دارم
دستمو محکم تر گرفت و پیچوند.
- اییییی دستمو ول کن
- گورتو گم کن
- تو گم کن
جیون : ولش کن
یوگیوم: مگه نشنیدی چی گفت ؟ یالاااااا ولش کن
لوهان دستمو ول کرد و عقب رفت
یوگیومم دست منو سریع گرفت و کشون کشون به سمت حیاط بردم
یوگیوم: یالا !زود بیا کارت دارم
.....................
تمومید
نبینم دوباره کسی گزارش اینا بده پستام بحذفه
وای بر نظر ندهندگان که کونی هستند
#فیک
- ۳.۶k
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط