پارت نمیدونم چند؟.

پارت نمیدونم چند؟.
من وارد میشوممم یو هاها(اسم پارته)ی،

از زبان راوی: نزوکو هنوز برنگشته بود و همگی نگران بودن.
تانجیرو: چیکار کنیم؟.
زنیتسو: نمد🤷🏻‍♂️.
من(راوی): تو چی میدونی؟.
زنیتسو: عرررررر هیوووووووولااااااااااااااااا.
من: اورسای.
تانجیرو: تو کی هستی؟.
من: به من میگن گل پری
دل نمیدممم سر سریی
با لباسای زر زری
دل میبرم از هر خری.
تانجیرو:#___#
زنیتسو &___&
خر ها: ×_____×
بقیه:@___@
سانمی: کاش بشه خفت کنمم.
من: آوا من به این خوکی-- چیزه خوبی.
تانجیرو: متأسفم میشه بگین کی هستین؟.
من: نه.
رنگوکو: بگو.
من: نوموخوام 😀😀.
تانجیرو: خواهش می‌کنم 🙏🏻.
من: فقط چون تو خواستی.
اینوسکه : با من بجنگ موجود ضعیف.
من: خفهههه.
اینوسکه +___+.
من: خوب داشتم میگفتم من کسی هستم که این داستان رو خلق کردم و نویسنده و راوی هستم،
هر اتفاقی که میوفته رو من می‌سازم.
زنیتسو: چه مرگی داری؟.
من: بده مرده ها رو زنده کردم💢
سر مرگ رنگوکو چقدر عرر زدین؟
سر مرگ بقیه چی؟
ناراحتی میتونی بمیری فرقی تو داستانم نمی‌کنه.
زنیتسو: جان من؟.
من: بلی 👍🏻.
تانجیرو: خو اگه تو این داستان رو نوشتی نزوکو رو برگردون.
من: این دیگه به عرضه خودتون بستگی داره.
تانجیرو: چراا؟.
من: چون....
دیدگاه ها (۰)

پارت نمیدونم چند؟.من وارد میشوممم یو هاها(اسم پارته)ی،از زبا...

بعد از سیصد سال پارت جدیدسانمی: همه بهم خیره شده بودند. من:چ...

منحرفا بگید تنها نیستم 😐🤣

دوست دارین به کدوم تبدیل شینداکی گیوتاروگیوکواکازاهانتنگوناک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط