Forbidden love④
Forbidden love④
کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودم
ا/ت: ازت شکایت میکنم
کوک: نمیتونی
ا/ت: چرا
کوک: چون تا صبح کنارم بودی این یعنی دیشب خوشت اومده کسی هم که رضایت داشته باشه نمیتونه شکایت کنه
ا/ت: خیلی عوضی هستی الان من چه خاکی تو سرم بریزم ها من نمیتونم با این قضیه کنار بیام
کوک: فکر کردی واسه خودم راحته
بلند شدم رفتم دست و روم رو شستم و چمدونم رو برداشتم
ا/ت:فقط میخوام برم یه جایی که هیچکس نباشه و امیدوارم هیچوقت هیچوقت دیگه نبینمت و چارهای جز کنار اومدن باهاش و فراموش کردنش ندارم این اشتباهی بود که جفتمون کردیم و اینکه بدون یه روز انتقام این روزم رو میگرم زندگیم رو خراب کردی زندگیت رو خراب میکنم
این رو گفتم و با گریه زدم بیرون
دو ماه بعد...
رینا: ا/ت
ا/ت: بله
رینا: شنیدی استاد ریاضی قراره عوض بشه
ا/ت: جدی
رینا: آره مثل اینکه زنش زایمان کرده مونده پیشش مراقبش باشه
ا/ت: چه بهتر که رفت
رینا: میگن استاد جدیده خیلی جوون و جذابه مجرده ولی خیلی سگاخلاق و جدیه
ا/ت: دیدیش مگه
رینا: نه
ا/ت: خب پس الان میبینیمش دیگه
در باز شد قبل از اینکه طرف بیاد تو بوی عطر تند و آشناش خورد به دماغم سرم رو چرخوندم و دیدمش
ا/ت: وای نه
رینا: چی شد صبر کن ببینم این دوست چانی نیست
کوک: سلام من استاد ریاضی جدیدتون هستم جئون جونگکوک از این به بعد این ترم و ترم بعد با من کلاس دارین پس حسابی حواستون رو جمع کنین چون الکی به کسی نمره نمیدم اول از همه حضور غیاب میکنم
یکی از ته کلاس داد زد
استاد شما خیلی جذابین زن دارین یا با کسی هستین
کوک: کی گفته اجازه دارین سوال شخصی بپرسین
ببخشید استاد
کوک: خب لی سانگهی
لی سانگهی: حاضر
کوک: لی مینسو
لی مینسو: حاضر
کوک: چوی هیونوو
چوی هیونوو: حاضر
کوک: چوی رینا
رینا: حاضر
کوک: پارک یونا
پارک یونا: حاضر
کوک: کیم جون
کیم جون: حاضر
کوک: کیم سونی
کیم سونی: حاضر
کوک: کیم مون
کیم مون: حاضر
کوک: کیم
یه نگاه بهم انداخت
کوک: کیم ا/ت
ا/ت: ...
رینا: ا/ت اسمت رو خوند
دستم رو بردم بالا
ا/ت: حاضر
دو ساعت بعد
کوک: خسته نباشید کلاس تمومه
جونگکوک از کلاس زد بیرون منم سریع پا شدم دویدم دنبالش
ا/ت: جونگکوک جونگکوک
کوک: آقای جئون یادت نره استادت هستم
ا/ت: تو اینجا چه غلطی میکنی
کوک: دارم تدریس میکنم کوری مگه
ا/ت: نمیخوای دست از سرم برداری
کوک: مگه چیکارت کردم برو کنار کار دارم
هیچی نگفتم و کشیدم کنار ولی از عصبانیت داشتم منفجر میشدم چرا بین اینهمه آدم دقیقاً این باید استادمون میشد یعنی درس بهتری نبود که این برداشته خیلی دوست داشتم بدونم هدفش چیه که به خانوادم و مخصوصا من نزدیک شده اگر هدفش پول بود که من از خانوادم جدا شدم پس هدفش چیه نکنه مثل سریال ها یه انتقام قدیمی خانوادگی داشته باشه
آروم باش ا/ت هیچی نیست...
نمیشه همه ی اینها اتفاقی باشه
رینا: کجایی دختر
ا/ت: همینجام چیزی شده
رینا: نه ولی قشنگ معلومه چقدر از این استاد جئون بدت میاد
ا/ت: اصلاً در حد حرف زدن نیست
رینا: امروز پایهای بریم پاساژگردی و خرید
ا/ت: آره خیلی خوبه حتماً بریم
#کوک
#فیک
#سناریو
#بی_تی_اس
#رمان
کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودم
ا/ت: ازت شکایت میکنم
کوک: نمیتونی
ا/ت: چرا
کوک: چون تا صبح کنارم بودی این یعنی دیشب خوشت اومده کسی هم که رضایت داشته باشه نمیتونه شکایت کنه
ا/ت: خیلی عوضی هستی الان من چه خاکی تو سرم بریزم ها من نمیتونم با این قضیه کنار بیام
کوک: فکر کردی واسه خودم راحته
بلند شدم رفتم دست و روم رو شستم و چمدونم رو برداشتم
ا/ت:فقط میخوام برم یه جایی که هیچکس نباشه و امیدوارم هیچوقت هیچوقت دیگه نبینمت و چارهای جز کنار اومدن باهاش و فراموش کردنش ندارم این اشتباهی بود که جفتمون کردیم و اینکه بدون یه روز انتقام این روزم رو میگرم زندگیم رو خراب کردی زندگیت رو خراب میکنم
این رو گفتم و با گریه زدم بیرون
دو ماه بعد...
رینا: ا/ت
ا/ت: بله
رینا: شنیدی استاد ریاضی قراره عوض بشه
ا/ت: جدی
رینا: آره مثل اینکه زنش زایمان کرده مونده پیشش مراقبش باشه
ا/ت: چه بهتر که رفت
رینا: میگن استاد جدیده خیلی جوون و جذابه مجرده ولی خیلی سگاخلاق و جدیه
ا/ت: دیدیش مگه
رینا: نه
ا/ت: خب پس الان میبینیمش دیگه
در باز شد قبل از اینکه طرف بیاد تو بوی عطر تند و آشناش خورد به دماغم سرم رو چرخوندم و دیدمش
ا/ت: وای نه
رینا: چی شد صبر کن ببینم این دوست چانی نیست
کوک: سلام من استاد ریاضی جدیدتون هستم جئون جونگکوک از این به بعد این ترم و ترم بعد با من کلاس دارین پس حسابی حواستون رو جمع کنین چون الکی به کسی نمره نمیدم اول از همه حضور غیاب میکنم
یکی از ته کلاس داد زد
استاد شما خیلی جذابین زن دارین یا با کسی هستین
کوک: کی گفته اجازه دارین سوال شخصی بپرسین
ببخشید استاد
کوک: خب لی سانگهی
لی سانگهی: حاضر
کوک: لی مینسو
لی مینسو: حاضر
کوک: چوی هیونوو
چوی هیونوو: حاضر
کوک: چوی رینا
رینا: حاضر
کوک: پارک یونا
پارک یونا: حاضر
کوک: کیم جون
کیم جون: حاضر
کوک: کیم سونی
کیم سونی: حاضر
کوک: کیم مون
کیم مون: حاضر
کوک: کیم
یه نگاه بهم انداخت
کوک: کیم ا/ت
ا/ت: ...
رینا: ا/ت اسمت رو خوند
دستم رو بردم بالا
ا/ت: حاضر
دو ساعت بعد
کوک: خسته نباشید کلاس تمومه
جونگکوک از کلاس زد بیرون منم سریع پا شدم دویدم دنبالش
ا/ت: جونگکوک جونگکوک
کوک: آقای جئون یادت نره استادت هستم
ا/ت: تو اینجا چه غلطی میکنی
کوک: دارم تدریس میکنم کوری مگه
ا/ت: نمیخوای دست از سرم برداری
کوک: مگه چیکارت کردم برو کنار کار دارم
هیچی نگفتم و کشیدم کنار ولی از عصبانیت داشتم منفجر میشدم چرا بین اینهمه آدم دقیقاً این باید استادمون میشد یعنی درس بهتری نبود که این برداشته خیلی دوست داشتم بدونم هدفش چیه که به خانوادم و مخصوصا من نزدیک شده اگر هدفش پول بود که من از خانوادم جدا شدم پس هدفش چیه نکنه مثل سریال ها یه انتقام قدیمی خانوادگی داشته باشه
آروم باش ا/ت هیچی نیست...
نمیشه همه ی اینها اتفاقی باشه
رینا: کجایی دختر
ا/ت: همینجام چیزی شده
رینا: نه ولی قشنگ معلومه چقدر از این استاد جئون بدت میاد
ا/ت: اصلاً در حد حرف زدن نیست
رینا: امروز پایهای بریم پاساژگردی و خرید
ا/ت: آره خیلی خوبه حتماً بریم
#کوک
#فیک
#سناریو
#بی_تی_اس
#رمان
- ۱.۹k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط