#دختر‌شیطون‌بلا130

#دختر‌شیطون‌بلا130

_ خب حالا که میبینی اومدم

دستی به پشت موهاش کشید و گفت:

_ آخه چیزه...
_ چیه؟
_ من الان دارم میرم شرکت

با این حرف لبام آویزون شد و سرم رو پایین انداختم که لنگه در رو باز کرد و گفت:

_ میتونی یه کاری بکنی
_ چیکار؟
_ با من بیایی شرکت

شرکت سامان یکی از موفق ترین و بزرگ ترین شرکتهای تهران بود و واقعا همیشه دوست داشتم برم اونجارو ببینم ولی چون رابطه ی خوبی با هم نداشتیم نمیتونستم و حالا یه فرصت جور شده بود تا برم اونجا...

_ میایی یا نه؟

از فکر بیرون اومدم و همینطور که سوییچ ماشینم رو تو دستم میچرخوندم، گفتم:

_ مزاحم نیستم؟
_ تو هیچوقت و هیچ جا مزاحم من نیستی

لبخند نامحسوسی روی لبم نشست و گفتم:

_ خب پس میام
_ باشه پس ماشینتو بذار تو خونه ی من تا با ماشین من بریم
_ باشه

رفتم سوار ماشینم شدم و منتظر شدم تا سامان بیاد بیرون و بعد رفتم‌ داخل؛ ماشین رو گوشه ی محوطه پارک کردم و پیاده شدم.
سامان لنگه های در رو بست و به سمت ماشین رفت و گفت:

_ بپر بالا

سوار ماشین که شدم، پاش رو روی گاز گذاشت و با سرعت به سمت شرکت رفت...
تو راه جفتمون سکوت کرده بودیم و چیزی نمیگفتیم تا اینکه رسیدیم.
ماشینش رو تو پارکینگ پارک کرد و با لبخند گفت:

_ پیاده شو

از ماشین پیاده شدم و همینطور که به اطراف نگاه میکردم گفتم:

_ اگه واست بد میشه یا دوست نداری با من دیده بشی...

حرفم رو قطع کرد و گفت:

_ این حرفا چیه؟ بیا بریم

دستش رو با فاصله پشت کمرم قرار داد و به سمت آسانسور راهنماییم کرد.
آسانسور تو پارکینگ بود پس سریع سوار شدیم که سامان دکمه طبقه چهاردهم رو زد و به دیوار تکیه داد.

سرش پایین بود و تو فکر بود پس راحت بهش زل زدم و ناخودآگاه لبخندی روی لبم نشست!
چقدر مهربون و دوست داشتنی بود و این همه مدت رو نکرده بود...
واقعا ما دوتا چرا انقدر با هم دشمن شده بودیم و بد رفتار میکردیم؟!
چیشد که اون دشمنی از بین رفت و عشق جاش رو گرفت...

نمیدونم چیشد که این حرف رو تو ذهنم‌ زدم اما هرچی که بود باعث شد چشمام از حدقه بیرون بزنه!
دستم رو روی دهنم گذاشتم و ناخودآگاه گفتم:

_ نه امکان نداره!
دیدگاه ها (۸)

#in_your_eyespart_9۳ویو کوکلبخند کمرنگی روی لبم نشست:آرهکایل...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_23به عمارت که رسیدیم ماشینو ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

★彡   Part 19 彡★ تند تند موهام رو شونه زدم."زود باش دیگهه!""ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط