تو مترو نشسته بودم یهووو یه دختره اومد نشست کنارم

تو مترو نشسته بودم یهووو یه دختره اومد نشست کنارم
خودشو چسبوند بهم
.
.
.
.


تا اومدم حرف بزنم یه اخونده اومد جلو
گفت ایشون چه نسبتی باهاتون دارن
تا اومدم بگم هیچی دختره گفت نامزدمه داریم میریم عقد کنیم
اخونده گفت نمیخواد برید همینجا عقدتون میکنم
هیچی دفترو در اورد خوند و کل واگن دست زدن
کثافتا همه فامیل بودن …. کلک جدید دخترا
مراقب باشید تو رو خدا

#دخترونه #girl #عشقولانه #عشق
دیدگاه ها (۱)

رمان : قلب در تاریکی

Anya x Damian پارت۵۵

اسم فیک: عشق در یک نگاه part: 6همون پسری که خیلی سرد و مغرور...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

پارت ۲۲

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

پآرت ⁴نوا و می‌سو کنار نیمکت وایساده بودن. می‌سو داشت از جیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط