پسر نزدیک تر شد و بوی عطر تلخ مرد بیشتر به مشامش خورد

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:𝟾
پسر نزدیک تر شد... و بوی عطر تلخ مرد بیشتر به مشامش خورد.
-با کسی کار داشتید؟
مرد بلند شد و قدمی به جلو گذاشت.. یکی از دستانش را از جیب شلوار پارچه ای اش بیرون آورد و جلوی پسرک گرفت
+کیم تهیونگ ام..
پسر نگاهی یه دست مرد رو به رویش کرد..
-منو چطور میشناسی؟.. اسممو گفتی و..
کیم آهسته خندید
+چطور میشه پسری به بامزگی تو رو نشناخت؟
جئون کمی تعجب کرد.
-داری شوخی میکنی؟ من بامزه نیستم، آقای نسبتا محترم

(توجه داشته باشین تمام این مکالمه به انگلیسی انجام شده.. و جهت یادآوری این اتفاقات داخل نیویورک/امریکا انجام افتاده)

مرد نزدیک تر شد.. حالا.. فاصلشون تنها یک قدم بود... کیم صورتش را به پسر نزدیک تر کرد... حالا نفس های گرم و عطر ملایم جونگکوک رو بهتر حس میکرد

+ولی الان بنظرم خیلی بامزه ای، بچه.. گونه هات..
کیم نگاهی به لب های صورتی پسر انداخت...
جونگکوک باید کنار میکشید.. ولی اون نزدیکی.. یکم زیادی بهش نیاز داشت..
جونگکوک خودش را جمع و جور کرد یک قدم به عقب رفت
-چه مرگته؟ انقد بهم نزدیک نشو
+وگرنه؟
جونگکوک چیزی نگفت... و با نگاه مرد بزرگتر انگار لال شده بود..
+نظرت چیه بیای باهم یک قهوه بخوریم... میخوام بیشتر بشناسمت.

جئون سری تکان داد و پشت کیم راه افتاد.
_________________________________________
بچها من واقعا معذرت میخوام که نتونستم پارت ها رو به موقع بزارم کلی امتحان دارم و از طرفی نت نداشتم پارت بزارم
خلاصه که دیگه تکرار نمیشهه✨🎀
لایک بازنشر فراموش نشه
کامنت ها هم خالی نباشه میخوام نظرتونو بدونم تا اینجای فیک
بوس🌹
دیدگاه ها (۳)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:𝟿تهیونگ روی مبل نشست و جونگکوک رو به رویش.. -اگر...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:𝟷𝟶بحث داشت بالا میگرفت.. هرچند.. برای اون عوضی ل...

یکم اسپویل✨😼

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:7نیویورک ،ساعت 8:15AMپسر خواب بود..بعد مدت ها یک...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:1"ویو راوی"نیویورک ،8:22 pmاتاق رنگ خاکستری و تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط