تاجوطوفان

#تاج_و_طوفان
پارت ۴: ورود به قصر
صبح آن روز سوآ روبروی قصر ایستاده بود.
استرس داشت.
نفس عمیق کشید.
_وای چقدر بزرگه برای اولین بار دارم اینجا رو میبینم
_حتما اگه یه روز گم بشم جسدم کنار لوستر پیدا میشه
همون لحظه صدایی خشک و بسیار جدی پشت سر سوآ آمد
_صداتو میشنوم
سوآ ناگهان برگشت و جونگ کوک رو پشت سر خودش دید
_سلام صبح قشنگیه مگه نه؟
جونگ کوک اخم ریزی کرد همین باعث شد سوآ یک قدم به عقب برود.
_تمرکز کن اینجا برای کار اومدی
_باشه حتما
همان لحظه صدای پاشنه های کفش دختری آمد که به سمتشان میرفت.
یه جین نامزد سلطنتی جونگ کوک.
یه جین به سمت جونگ کوک رفت و دستش رو دور بازوی جونگ کوک حلقه کرد.
یه جین به سوآ نگاه کرد و او را کامل برانداز کرد و لبخند کمرنگی زد و گفت:
_اوه پس این کسیه که به عنوان طراح سلطنتی انتخاب شده؟
جونگ کوک بی تفاوت جواب داد:
_خودشه
یه جین دستش رو به سمت سوآ دراز کرد.
_خوشبختم من یه جین هستم نامزد جونگ کوک
سوآ تعجب کرد.
اوه پس این همون نامزد سلطنتیه
_خوشبختم
یه جین به شدت از حضور سوآ در قصر نگران بود اونم وقتی جونگ کوک شخصا انتخابش کرده
سوآ رو به جونگ کوک با لبخند شیطنت آمیز گفت:
_ولی ولیعهد من مطمعنم اگه یه روز توی این قصر گم بشم جسدم کنار لوستر پیدا میشه
سکوت*
جونگ کوک آرام لبخند زد و خنده ریزی کرد ولی سریع خودش رو جمع و جور کرد.
نگرانی در چهره یه جین موج میزد...
[ادامه دارد...]
دیدگاه ها (۱۰)

#تاج_و_طوفانپارت ۵: قوانین قصرسوآ هنوز باورش نمی‌شد.«ولیعهد…...

سلام حالتون چطوره؟ این پست مربوط به پست قبلیهرای گیری برای ا...

سلام دوستانخوشحال میشم اگه حمایتش کنید:https://wisgoon.com/a...

خانواده ی جئون

تو اون دنیا می بینمت:) p20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط