به من می‌گفت:

به من می‌گفت:
"چشم‌های تو مرا به این روز انداخت.
این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده.
تاب و تحمل نگاه‌های تو را نداشتم.
نمی‌دیدی که چشم بر زمین می‌دوختم؟"
به او گفتم:
"در چشم‌های من دقیق‌تر نگاه کن!
جز تو هیچ چیزی در آن نیست..."
چشم‌هایش...
بزرگ_علوی 📝

#خاص
دیدگاه ها (۱)

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

نماد مرگ پارت شیشم

💛🍂مرا به هفت سالگی‌ام ببر زیر همان درخت خانه مادربزرگکه سیب‌...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

هیچی دیگه حال نمیدهدست و بالم اینروزا دیگه به کار نمیرهاین چ...

پارت ۳ ویو ات ...خب، رسیدیم به اتاق‌ها. من و سولا رفتیم تو ا...

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

سال ۹۳ چی بودما یا خدا الان نصف انروزمم نیستم. اینجا تو دو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط