بیا شاهکارت را ببین..
بیا شاهکارت را ببین..
مجسمه با چشمان باز..
خیره به دور دست..
شاید شرق..
شاید غرب..
مبهوت یک شکست..
مغلوب یک اتفاق..
سیاه قلب..
سیاه بخت..
خرده هایش را باد برد..
و او تنها خاطراتش را محکم بغل گرفته..
بیا آخرین شاهکارت را ببین...
مجسمه ای به نام "من"..
مجسمه با چشمان باز..
خیره به دور دست..
شاید شرق..
شاید غرب..
مبهوت یک شکست..
مغلوب یک اتفاق..
سیاه قلب..
سیاه بخت..
خرده هایش را باد برد..
و او تنها خاطراتش را محکم بغل گرفته..
بیا آخرین شاهکارت را ببین...
مجسمه ای به نام "من"..
- ۶۵۹
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط