#تهکوک_فیکشن

#تهکوک_فیکشن
ادامه پارت 1
پسر که تمام مدت از لحن مزخرف الفا شکه شده بود و ناراحت بود از شنیدن کلمه جوجه پوزخندی زد و کمی جلو رفت و با لحنی عصبی و غیر ادبی حرف زد)
+هرکی که باشی حق نداری یهو سرتو بندازی تو و برینی و سیستمام این تویی که باید گورتو گم کنی احمق جون
_(الفا نیشخندی عصبی زد و کمی سرشو عقب داد و با تمسخر نگاهی به امگای احمق رو به روش انداخت عجیب بود هرکی که بخواد بهش نگاه کنه رو میکشت اما حالا گذاشته بود این امگا بهش توهین کنه پس چونه ی امگا رو گرفت و کنار گوشش زمزمه کرد)
حوصلتو ندارم فقط جمع کن برو کاری به این وسایلای مسخرت ندارم بیبی
+(پسر با دقت عجیبی داشت گوش میکرد که موقع نزدیک شدن لبهای پسر به گوشش کمی گونه هاش سرخ شد اما سریع خودشو جمع کرد و با شنیدن کلمه بیبی عصبانی و. شکه شد و همون لحظه سریع دست الفا رو پس زد و ازش دور شد کمی نفسهاش نامنظم شده بود)
+اینجوری صدام نکن الفا(نباید الفا صداش میکرد از احمق بودن خودش سریع دستشو جلوی دهنش گذاشت اما کمی بعد بیخیال شد و با همون لحن بدش ادامه داد)
+تو نمیتونی منو مجبور به کاری که نمیخوام بکنی... اینجا رو ترک کن بعدا میرم(نمیدونست چرا اما کمی داشت از موندن منصرف میشد)
_(پسر الفا سرشو پایین انداخت و خنده ای رو مخ و عصبی کرد و بعد بالا اوردنش به چشمای تیله ایه امگا خیره شد و موهاشو به پشت پرتاب کرد)
_خیلی خب امگا کوچولو عصبی نشو... امشب ازت میگذرم اما فردا دیگه قرار نیست خوب برخورد کنم(بعد کتشو کنار زد تا اسلحه رو نشون بده و بعد با اخمی عصبی اونجا رو ترک کرد)
(پسر امگا بعد رفتنش افتاد رو زمین چون پاهاش از شنیدن کلمه ی امگا کوچولو سست شده بود و خودش هم بخاطر این حس از خودش بدش اومد نباید اینجوری واکنش نشون میداد شکه بود ولی از لج الفا هم که شده امروز میره باشگاه و. حسابی تمرین میکنه تا فردا شب جلوش وایسته)
(پسر الفا بعد ترک کردن اونجا به خوبی متوجه سرخ شدن امگا شده بود و پوزخندی زد به بامزگی امگا و تو ماشین نشست و. کمی که به درون گیم نت خیره شد و امگا رو تماشا کرد اونجا رو ترک کرد)
دیدگاه ها (۰)

#تهکوک_فیکشنP. 2ویو امگا(جونگ کوک) صبح اون روز همه شکه بودن ...

خیلی رندوم تصمیم گرفتم همینجوری یچیزی بنویسم 🌚#تهکوک_فیکشنکو...

شرایط پارت بعد بهترین شب مدرسه: 10لایکفقط یه سوءتفاهم بودم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط