" همیشه همان بود، شیفته مرد برای دیدار و چشم‌های به برف‌ن

" همیشه همان بود، شیفته مرد برای دیدار و چشم‌های به برف‌نشسته‌اش از گور هم باز میگشت؛ شاید مرده‌دل و بی جان، اما تنهایش نمیگذاشت، نه تنهاتر از آن "
دیدگاه ها (۰)

لـبـخـنـد هـای تـو چـیـزیـسـت کـه بـه جـای خـونِ داخـل رگ هـ...

او زیـبـا بـود  ،  زیـبـاتـریـن کـسـی کـه خدا مـیـتـوانـسـت ...

پسرکم!درست است که باهم نیستیم اما حداقل نزدیک کسی نشو..تا حس...

هیچکس تکرار میکنم هیچکس لیاقت داشتن تورو نداره فرشته ی من..ف...

- دلتنگی واقعی را حال با تمام سلول هایخود احساس می کنم ،دلتن...

اما بزرگ ترین اتفاق زندگی من اوتاکو شدن بود همون اتفاق شگفت ...

کارینا نمی‌دونم قسمت میشه یا نه، ولی دلم فقط یه بار دیدنتو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط