همیشه همان بود شیفته مرد برای دیدار و چشمهای به برفن

" همیشه همان بود، شیفته مرد برای دیدار و چشم‌های به برف‌نشسته‌اش از گور هم باز میگشت؛ شاید مرده‌دل و بی جان، اما تنهایش نمیگذاشت، نه تنهاتر از آن "
دیدگاه ها (۰)

لـبـخـنـد هـای تـو چـیـزیـسـت کـه بـه جـای خـونِ داخـل رگ هـ...

او زیـبـا بـود  ،  زیـبـاتـریـن کـسـی کـه خدا مـیـتـوانـسـت ...

پسرکم!درست است که باهم نیستیم اما حداقل نزدیک کسی نشو..تا حس...

هیچکس تکرار میکنم هیچکس لیاقت داشتن تورو نداره فرشته ی من..ف...

عشق اهورایی

- دلتنگی واقعی را حال با تمام سلول هایخود احساس می کنم ،دلتن...

. روی صندلی پشت میزش نشسته بود و چشم های معشوقه اش را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط