سالها رفت و هنوز

سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی

صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
دیدگاه ها (۱)

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیمدولت صحبت آن مونس جان ما ر...

روزی گفتی شبی کنم دلشادتوز بند غمان خود کنم آزادتدیدی که از ...

ای خوش آن لحظه دیدار که ما یار شدیمبه صفای دل هم سخت گرفتار ...

این معجزه‌ی توست که پاییز قشنگ استهر شاخه‌ی با برگ گلاویز قش...

......//برده ی زیبا//......

چند پارتی✨همه‌چیز از یک شب بارانی شروع شد.ات، از صبح منتظر ب...

The Last Shadow

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

dark life = ۳۷

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

lost leaves/ معرفی رمان جیمین

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط