از خاطرات ِ پر ز درد ، دارم دلي

از خاطرات ِ پر ز درد ، دارم دلي
پُر شده از سوداي او ، هر محفلي
تنها ترينم من در او
رسوا تر از بُغض ِ نگو
پيدا تر از هر جستجو
روحم در او جانم در او.......
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

کسی دیگر نشانم را نمی داند کسی دیگر سکوتم را نمی خواند هوای ...

تا خیالت از خیالم می گذشت رنگ پاییزی به جانم می نشست در خم ر...

ابري در هم بغض درد را كاش با خاطره اي بارش ِ باران بشوي و چ...

شبی مهتاب بود و کوچه ای باریک دل ِ وامانده از هر قصه ای تاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط