رود را تا به ابدتشنه ی مهتاب گذاشت،

رود را تا به ابدتشنه ی مهتاب گذاشت،
داغ لب های خودش را
به دل آب گذاشت...
🥀
دیدگاه ها (۰)

اینجا بهانه های زدن جور میشود کافیست زیر لب پدرت را صدا کنی

مرا این بس که در گُنجم به کنجی در جهانِ تو#اوحدی

بجای آب می‌ریزد از این مشک آبروی عشق و کاری از دو دست قطعه‌ ...

تو رفته‌ای به غریبی و از پریشانیشده است شام غریبان مرا جهان ...

رود را تا به ابد، تشنۀ مهتاب گذاشتداغ لب‌های خودش را به دل آ...

اخبار داغ :ماجرای کامنتی که صدف بیوتی برای خودش گذاشت!متن کا...

ساده میگممی خوام مثل یه رود جاری باشم که احساسات گیاه ها و س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط