اری فی‌النوم ما طالت نواها

اری فی‌النوم ما طالت نواها
زمانا طاب عیشی فی هواها

به جامی کز می وصلش چشیدم
همی دارد خمارم در بلاها

عرانی السحر ویحک ما عرانی
رعاها الصبر ویلی ما رعاها

به بوسه مهر نوش او شکستم
شکست اندر دلم نیش جفاها

بدت من حبها فی القلب نار
کان صلی جهتم من لظاها

خطا کردم که دادم دل به دستش
پشیمان باد عقلم زین خطاها


خاقانی
دیدگاه ها (۱۹)

بهشت است آن ندانم یا بهار استغلط کردم غلط، دیدار یار استهلاک...

عشق آمد و جام می به دستشجانم به فدای چشم مستشبرخواست بلا و ف...

ای آب حباب آب دریابسرچشمهٔ این سراب دریابجامی و شراب و جسم و...

ای روی تو فرخنده‌ترین صنع الهیدر مملکت حسن ترا دعوی شاهیخورش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط