هوایت چه دستان سنگینی دارد...

هوایت چه دستان سنگینی دارد...
امروز که به سرم زد فهمیدم *
دیدگاه ها (۲)

کاش نامت باران بود...اونوقت تمام مردم شهرهم برای آمدنت دعا م...

همی ترسیدم از روز جدایی * فغان کز هرچه ترسیدم، رسیدم*

فقط غروب نیست که دلگیر استکافیست که دلت گیر باشد*

دل را چنان به مهرتو بستم که : بعدتو دیگرهوای دلبر دیگر نمیکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط