#دنیای_من_مادر❤

#دنیای_من_مادر
.
📝


صدای خمپاره‌ها به گوش می‌رسید و هر لحظه دلمان از جا کنده می‌شد، مادر اما انگار نمی‌شنید!
پشت مادر پناه گرفته بودم...
می‌ترسیدم! از جنگ، از جدایی‌ها، از تنهایی، از اسارت، من از مرگ می‌ترسیدم! از اینکه بخواهم این دنیا را که تمامش، خلاصه می‌شد در وجود مادرم، رها کنم و بروم و بعد او تنها شود! من از تنهایی مادرم می‌ترسیدم... !

#دنیای_من #جنگ #نویسنده_مریم_عشقی🌾
دیدگاه ها (۳)

#بگذر....بگذر تو‌ هم که عمری دنیای ما گذشته ست گاهی به سخت‌ک...

#باهم_بخوانیم📚

#حمام_کردن.اگر می خواهید کودک تان از قوانین خانه و خانواده ش...

#کودکان_شاد😊 .کودکان شاد جهان را جای بهتری برای زندگی میکنن...

مادرم بعد از آنکه همه ما فرزندانش از خانه رفتیم و هر کدام دن...

این متن بسیار زیبا و احساسی است من که خیلی به دلم نشست مادر...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.36(از زبون جونگ‌کوک)این ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط