پارت
پارت 2
+نمیرم اصن ولش کن اها راستی تو کی میای خونه؟
_من معلوم نیس فقط امروز دیر میام مثلا فک کنم ساعت 1 یا 2 اینا برسم
+اها اوکی من برم فیلم ببینم بای شوگولی جونم عاشقم ماچ
_خدافظ عزیزم دوست دارم
تلفنو قطع کردم و با خودم گفتم اگه من زودتر برسم مثلا 12 نیم اینا اونکه نمیفهمه پس میرم چیییی نه نه نه نه دختر تو نمیری فهمیدی نمیریییییی
(پرش زمانی)
اه حوصلم سر رفت همه کار کردم خب الان چیکار کنم چند ساعته دارم دور خودم میچرخم بزار زنگ بزنم به لینا
*الووووو چیه دختر دارم میکاپ میکنم
+کجا میری؟
*عزیزم الانه که بچه ها بیان پارتی شروع بشه دیگه
+الانننن زود نیس مگه نگفتی 7؟!
*اسکل یه نگا به ساعت بنداز من تازه از حموم اومدم بیرون خودمم دیر یادم افتاد
........
به ساعت یه نگاه انداختم ساعت 6 ده دقیقه بود یعنی انقدر سریع گذشت من نفهمیدم برگام
........
*ببینم تو مطمئنی نمیای کلی خوشمیگذره ها
+شاید بیام اره میام خودمم حوصلم سر رفته فقط اینکه من باید زود بیام خونه ها مثلا ساعت 1 وگرنه یونگی میاد خونه بعد من بدبخت میشم
*دختر تو تکلیفت با خودت معلوم نیستا باشه برو سریع حاضر شو بیا
+باشه بای
بدون معطلی از جام پریدم یه دوش 20 مینی گرفتمو اومدم بیرون موهامو خشک کردم و ارایش کردم یه لباس صورتی خوشگلم پوشیده بودم ولی خب یکم باز بود که من اهمیت ندادم و رفتم سوار ماشین شدم یکم خونه لیام دور بود برای همین نمیشد پیاده بری
بلخره رسیدمو باشینو پارک کردم و رفتم زنگو زدم
*کیه؟
ههههههههههههههههه اومدیییییی(داد)
+اره گوشم کر شد لال شو ای وا انگار دیر کردم همه اومدن
*مهم نیس بیا بریم تو خب دخترا اینم از ات دید گفتم میاد
#عه شیلام چطوری ات
سیلاممم ساتیا خوبی تو مگه ازدواج نکردی پس چرا اینجایی شیطون (ساتیا دوست 4 ساله اته و همچنین دوست 4ساله لینا که همیشه باهم بودن)
#هه تو چرا اینجایی؟
من به سوهو گفتم میام اینجا گفت برو ولی زود برگرد قشنگ رو مخم رفت تا راضی شد
+عه من پیچوندمش (با ناراحتی)
*اشکار نداره دختر بیایین بریم نوشیدنی بخوریم
ات و ساتیا: بریمممممممم
(پرش زمانی به ساعت 2 شب)
+نمیرم اصن ولش کن اها راستی تو کی میای خونه؟
_من معلوم نیس فقط امروز دیر میام مثلا فک کنم ساعت 1 یا 2 اینا برسم
+اها اوکی من برم فیلم ببینم بای شوگولی جونم عاشقم ماچ
_خدافظ عزیزم دوست دارم
تلفنو قطع کردم و با خودم گفتم اگه من زودتر برسم مثلا 12 نیم اینا اونکه نمیفهمه پس میرم چیییی نه نه نه نه دختر تو نمیری فهمیدی نمیریییییی
(پرش زمانی)
اه حوصلم سر رفت همه کار کردم خب الان چیکار کنم چند ساعته دارم دور خودم میچرخم بزار زنگ بزنم به لینا
*الووووو چیه دختر دارم میکاپ میکنم
+کجا میری؟
*عزیزم الانه که بچه ها بیان پارتی شروع بشه دیگه
+الانننن زود نیس مگه نگفتی 7؟!
*اسکل یه نگا به ساعت بنداز من تازه از حموم اومدم بیرون خودمم دیر یادم افتاد
........
به ساعت یه نگاه انداختم ساعت 6 ده دقیقه بود یعنی انقدر سریع گذشت من نفهمیدم برگام
........
*ببینم تو مطمئنی نمیای کلی خوشمیگذره ها
+شاید بیام اره میام خودمم حوصلم سر رفته فقط اینکه من باید زود بیام خونه ها مثلا ساعت 1 وگرنه یونگی میاد خونه بعد من بدبخت میشم
*دختر تو تکلیفت با خودت معلوم نیستا باشه برو سریع حاضر شو بیا
+باشه بای
بدون معطلی از جام پریدم یه دوش 20 مینی گرفتمو اومدم بیرون موهامو خشک کردم و ارایش کردم یه لباس صورتی خوشگلم پوشیده بودم ولی خب یکم باز بود که من اهمیت ندادم و رفتم سوار ماشین شدم یکم خونه لیام دور بود برای همین نمیشد پیاده بری
بلخره رسیدمو باشینو پارک کردم و رفتم زنگو زدم
*کیه؟
ههههههههههههههههه اومدیییییی(داد)
+اره گوشم کر شد لال شو ای وا انگار دیر کردم همه اومدن
*مهم نیس بیا بریم تو خب دخترا اینم از ات دید گفتم میاد
#عه شیلام چطوری ات
سیلاممم ساتیا خوبی تو مگه ازدواج نکردی پس چرا اینجایی شیطون (ساتیا دوست 4 ساله اته و همچنین دوست 4ساله لینا که همیشه باهم بودن)
#هه تو چرا اینجایی؟
من به سوهو گفتم میام اینجا گفت برو ولی زود برگرد قشنگ رو مخم رفت تا راضی شد
+عه من پیچوندمش (با ناراحتی)
*اشکار نداره دختر بیایین بریم نوشیدنی بخوریم
ات و ساتیا: بریمممممممم
(پرش زمانی به ساعت 2 شب)
- ۱۹۵
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط