بغلم کن که هوا سوز فراوان دارد

بغلم کن که هوا سوز فراوان دارد
بدن یخ زده ام حال پریشان دارد

مثل بیدی تنم از سوز هوا می لرزد
امشب آغوش پر از مهر تو مهمان دارد

لب به روی لب سرما زده ی من بگذار
لبت امشب بخدا مزّه دو چندان دارد

حسرت داغی آغوش تو بیمارم کرد
تب من با لب تو چاره و درمان دارد

بغلم کن که در آغوش تو راحت باشم
روح سرگشته ی من میل به طغیان دارد

لحظه ای از من اگر دور شوی می میرم
بی تو این زندگی اصلاً مگر امکان دارد؟
‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
@fuoad
دیدگاه ها (۴)

‌‌شاعرشده ام تا به دلت عشق بپاشم من دربند غم وغصه ایام نبا...

تورا شبیه غزل می‌سرایمت آریچه شاعرانه سرودم به خود تمامت را؟...

تمام قلب کوچکمنثار لحظه‌های توتمام عشق پاک منفدای یک نگاه تو...

محبت اگرگل است.⚘برایت باغ میفرستم⚘محبت اگراشڪ است.⚘برایت دری...

فرشته بدونه بال

9:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل در اتاق را کام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط