ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد / او شمع جمع بود و چو

ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد / او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل / از روی شوق در ره جانانه جان سپرد . . .
دیدگاه ها (۱۱)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

یا صاحب الزمان ادرکنی

آمده ام آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملج...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

ابن الرضا به حجره غريبانه جان سپرداو شمع جمع بود و چو پروانه...

ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد / او شمع جمع بود و چو پرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط