بین ما حرف فقط حرف وفا بود ، نبود؟
بین ما حرف فقط حرف وفا بود ، نبود؟
حرف دلبستن بی چون و چرا بود ، نبود؟
غیر عاشق شدن و مهر و وفا هیچ نبود
حال خوش بود و دل از کینه جدا بود ، نبود؟
عشق اغاز خوشیهای دلم بود و دلت
عشق پایان غم و درد و بلا بود ، نبود؟
تا که از راه بیایی و به من سر بزنی
دست قلبم همه شب سوی خدا بود نبود
چون تو بودی همه ی دار و ندارم به جهان
جز خودت قلب من از هرکه رها بود ، نبود ؟
من که از عشق تو رسوا شده بودم اما
سهم من از تو نگاهی گذرا بود ، نبود ؟
تا که شاعر شدم هربار غزل میگفتم
شعرهایم همه در وصف شما بود نبود؟
عشق یعنی ز سر مهر بیایی گل من
امدنهای تو با ناز و ادا بود، نبود؟
حاجتم دیدن تو با دل شیدای تو بود
کار من هر شب و هر روز دعا بود نبود؟
حرف دلبستن بی چون و چرا بود ، نبود؟
غیر عاشق شدن و مهر و وفا هیچ نبود
حال خوش بود و دل از کینه جدا بود ، نبود؟
عشق اغاز خوشیهای دلم بود و دلت
عشق پایان غم و درد و بلا بود ، نبود؟
تا که از راه بیایی و به من سر بزنی
دست قلبم همه شب سوی خدا بود نبود
چون تو بودی همه ی دار و ندارم به جهان
جز خودت قلب من از هرکه رها بود ، نبود ؟
من که از عشق تو رسوا شده بودم اما
سهم من از تو نگاهی گذرا بود ، نبود ؟
تا که شاعر شدم هربار غزل میگفتم
شعرهایم همه در وصف شما بود نبود؟
عشق یعنی ز سر مهر بیایی گل من
امدنهای تو با ناز و ادا بود، نبود؟
حاجتم دیدن تو با دل شیدای تو بود
کار من هر شب و هر روز دعا بود نبود؟
- ۲۸.۶k
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط