مرسی که هستی

مرسی که هستی
و هستی را رنگ می‌‌آميزی
هيچ چيز از تو نمی‌خواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو
نه.
راه نرو
می‌ترسم پلک بزنم
ديگر نباشی
دیدگاه ها (۴)

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

خدایا…پناهِ من باشکه از دنیاجز تو چیزی نمی‌خواهم

براى خودت زندگى كنبپوش ؛ برقص ، بگو ؛ بخندهر طور كه دلت مى خ...

می‌خواهم اقلا یک نفر باشد، که من با او از همه چیز همانطور حر...

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

من همینطور آرام دوستت خواهم داشتاز دور،دوستت خواهم داشتبی صد...

موسیقی

پالت سایه کوکی

پلک بستی که تماشا به تمنا برسدپلک بگشا که تمنا به تماشا برسد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط