درونِ آینۀ روبهرو چه میبینی؟
درونِ آینۀ روبهرو چه میبینی؟
تو ترجمانِ جهانی بگو چه میبینی
تویی برابر تو ـ چشم در برابر چشم ـ
در آن دو چشم پر از گفتوگو چه میبینی؟
تو هم شرابِ خودی هم شرابخوارۀ خود
سوای خونِ دلت در سبو چه میبینی؟
به چشمِ واسطه در خویشتن که گم شدهای
میانِ همهمه و های و هو چه میبینی؟
به دارِ سوخته این نیمسوزِ عشق و امید
که سوخت در شرر آرزو چه میبینی؟
در آن گلولۀ آتشگرفتهای که دل است
و باد میبردش سوبهسو چه میبینی؟
منزوی
تو ترجمانِ جهانی بگو چه میبینی
تویی برابر تو ـ چشم در برابر چشم ـ
در آن دو چشم پر از گفتوگو چه میبینی؟
تو هم شرابِ خودی هم شرابخوارۀ خود
سوای خونِ دلت در سبو چه میبینی؟
به چشمِ واسطه در خویشتن که گم شدهای
میانِ همهمه و های و هو چه میبینی؟
به دارِ سوخته این نیمسوزِ عشق و امید
که سوخت در شرر آرزو چه میبینی؟
در آن گلولۀ آتشگرفتهای که دل است
و باد میبردش سوبهسو چه میبینی؟
منزوی
- ۱.۰k
- ۱۰ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط