یه چیزی بگو بزار قانع شم تا نتونم جولوی رفتنت مانع شم...

یه چیزی بگو بزار قانع شم تا نتونم جولوی رفتنت مانع شم...
مگه نمیبینی چقدرخرابو داغونم تواین اوضاع منوتنهانزارخواهشن ...
بگو چرا داری میری آخه به چه قیمتی
کیه که مثل من رو تو بتونه بشه غیرتی

یاباتو تا بوکونه توهر شراط بدی اونوقت تو بی معرفت حتی جوابشو ندی...
د..یه..چیزی بگو چرا حرف نمیزنی چرا فاصله میگیری به من دست نمیزنی...
چرا همیشه همه جا تو رو باید ببینم مگه نمیگفتی که دیگه هرز نمیپری...


نیستی تا ببینی که از همه چی خسته شدم قیافموببین چقد شیکسته شدم....
چقدرسختی کشیدم چقدرضربه خوردم
وقتی فهمیدم رفتارت بامن سرد مردم...

چه شبایی که تا صب بیداری کشیدم
ناخونهای عصبی که روی دیوار میکشیدم
بازم آرومم نمیکردروم تأسیری نداشت
فکرمیکردم عزیزترازخودم کسی نی برات.....
ببین چیکارکردی بامن لامصصصصصصب
هرشب کارم شده گریه یامسسسسسسم
تواوج دوستی چطور ولم کردی وقتی مشکلی نبودبین ما اصصصصصصصصصلا


دیگه صبها کنارتو چشم وا نمیکنم...
دیگه اعتمادی به این عشقها نمیکنم...
کسی هم نمیخوام که بهم توجهی کنه...
همه که مثل تو منو اشباح نمیکنن.....
همه که مثل تو بامن خوب تا نمیکنن...
منو.از ته دل از اون بوسها نمیکنن...
یا اون روزا که میبرم ازهرکسوناکسی...
خودشونو توی دلم اینقد زود جانمیکنن

دیگه شبا نمیام پشت خطیت ...
خوشحالم که کنار اون خوشبختی....
خوشحالم که یه حساب سوا روش کردیو به خاطر او منو فراموش کردی...

دلم حرفهاشو گفت توهم یه چیزی بگوو
بگوو نمیتونه هیچی به زور جدا کنه دیگه تورو ازم........یه چیزی بگووووووووووو
دیدگاه ها (۲۷)

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

سناریو درخواستی از کاراسو (آره عکس قشنگ ازش نداشتم😔)کاراسو د...

intertwined fate of two enemies-part 4

خیانت ته ته پارت ۱ درخواستی

نشان سوخته.

پارت ۱۱ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نوسنده اوین و اریل نمی دون...

پارت34 قمار یا زندگی

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط