سفید و سیاه🤍🖤

سفید و سیاه🤍🖤
پارت ۱۳ فکر کنم

# قسمت ۱۳: «تنها» 🤍🖤

**صحنه ۱ - بیرونی: پشت بوم هتل - غروب**

آتسوشی تنها نشسته، به آسمون نگاه می‌کنه. چند دقیقه بعد صدای قدم‌هایی میاد.

آکوتاگاوا میاد و بدون هیچ حرفی کنارش میشینه.

**آتسوشی:** *(با تعجب)* تو اینجا چیکار می‌کنی؟

**آکوتاگاوا:** *(خشک)* دنبالت گشتم.

آتسوشی برمیگرده نگاهش می‌کنه. آکوتاگاوا داره به افق نگاه می‌کنه، ولی گوشاش قرمزه.

**آتسوشی:** *(آروم، با لبخند)* نگرانم شدی؟

**آکوتاگاوا:** *(بعد از مکث)* شاید.

---

**صحنه ۲ - بیرونی: پشت بوم - ادامه**

هر دو ساکتن. آسمون داره تاریک میشه.

آکوتاگاوا آروم دستشو میذاره روی دست آتسوشی. آتسوشی نگاه می‌کنه به دستاشون، قلبش تند میزنه.

**آتسوشی:** *(زمزمه)* آکوتاگاوا... از دیشب تا حالا فکرم پیش توئه.

**آکوتاگاوا:** *(نگاهش می‌کنه)* منم.

آتسوشی لبخندی میزنه. آکوتاگاوا خم میشه و آروم لبشو میذاره روی گردن آتسوشی.

آتسوشی مثل لبو قرمز میشه، دستاشو محکم دور زانوهاش می‌فشاره.

**آتسوشی:** *(با صدای خش‌دار)* آکوتاگاوا... تو داری منو دیوونه می‌کنی.

**آکوتاگاوا:** *(سرشو بالا میاره، نگاه تیزی داره)* میدونم.

**پایان قسمت ۱۳** 🤍🖤
دیدگاه ها (۲)

سفید و سیاه🤍🖤اینم پارت چهارده😁# قسمت ۱۴: «چویا میفهمه» 🤍🖤**ص...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۱۵: «گرمای دست» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: اتاق...

سفید و سیاه🤍🖤پارت دوازدهم⚡️# قسمت ۱۲: «دازای میفهمه» 🤍🖤**صحن...

سفید و سیاه🤍🖤پارت یازدهم⚡️# قسمت ۱۱: «صبح بعد از اعتراف» 🤍🖤*...

سفید و سیاه🤍🖤پارت دهم⚡️# قسمت ۱۰: «اولین بار» 🤍🖤**صحنه ۱ - د...

سفید و سیاه🤍🖤پارت هفتم⚡️# قسمت ۷: «دازای» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط