‍

‍

با تو شبی به دیدن مهتاب می روم
از چشم های کهنه ی یک قاب می روم
وقتی که بوسه زد نفس صبح بر جهان
یکسر به سوی دلهره ای ناب می روم
با یک امید تازه و یک حال بی نظیر
از این رکود خسته ی مرداب می روم
باید رها شد از همه ی قید و بندها
رودم که تا خلیج تو بی تاب می روم
گاهی به سنگ می خورم و گاه صخره ها
موجم که با خیال تو شاداب می روم
وقتی که پر شد از نفست آسمان من
با عطر خوب خاطره ات خواب می روم
دیدگاه ها (۷)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

با تو شبی به دیدن مهتاب می روماز چشم های کهنه ی یک قاب می رو...

ای آنکه چشمهات به مهتاب می خوردنور تو کی به این دلِ بی تاب م...

💔 ℒℴνℯ💔 ای آنکه چشمهات به مهتاب می خوردنور تو کی به این دلِ ...

دیشب تو را بوسیدمت وقتے ڪه چشمت خواب بود وقتے ڪه دنیا ، غرق ...

دیشب تو را بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود وقتی که دنیا ، غرق ...

دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بودوقتی که دنیا ، غرق در ...

دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود وقتی که دنیا ، غرق د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط